گروه آموزشی سپهر
بستن تبلیغات
مطالبی در مورد ادبیات فارسی - ثبت شده در ستاد ساماندهی
   
 
نویسنده : محمدرضا غیاثی
تاریخ : سه شنبه بیست و ششم آذر 1392

شهرفارسی در پی آپدیت پیج رنک گوگل به پیج رنک 1 رسید!

نویسنده : محمدرضا غیاثی
تاریخ : سه شنبه بیست و ششم آذر 1392
راه اندازی بخش دانلود شهر فارسی!

از این پس میتوانید با مراجعه به این آدرس بخش دانلود شهر فارسی رو دنبال کنید...

نویسنده : محمدرضا غیاثی
تاریخ : دوشنبه سیزدهم آبان 1392

...بالاخره پیج فیسبوک شهر فارسی راه اندازی شد...

...__... برای ورود کلیک کنید ...__...

..._...با لایک پیج از ما حمایت کنید..._...

همچنین مطالب ارسال شده از این پس در پیج موجود است!

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

تخته سياه هوشمند جديد در نمايشگاه فناوريهاي سبيت معرفي شد

http://parshan.ir/images/star1545454545.jpg
در نمايشگاه فناوريهاي پيشرفته موسوم به سبيت در شهر هانوفر المان فناوريهاي جديد مرتبط با نحوه اتصال به اينترنت معرفي شد. به گزارش شبکه يورونيوز، شرکت مايکروسافت در اين نمايشگاه نخستين تخته سياه هوشمندي را طراحي کرده است که مستقيما به اينترنت متصل است و معلم با دستانش روي ان تصاوير و فايلها را جا به جا مي کند. اين نرم افزار قابليت تبديل کردن دست نوشته به خط تايپ شده را نيز دارد و قادر است انواع نرم افزارها را نيز بخواند. معلم همچنين به طور شبکه اي مستقيما با رايانه هاي دانش اموزان اتصال دارد. همچنين ميزي براي استفاده همزمان چندين نفر پيش بيني شده است که به اينترنت اتصال دارد و به طور لمسي کار مي کند. دانش اموزان ظاهرا استقبال گسترده تري از اين گونه فناوريها براي اموزش مي کنند. منبع: واحد مركزی خبر
پی نوشت :1-  یاد گچها و تخته سیاه های قدیمی بخیر ! درسته که دست و صورت و لباس و مقنعه مون گچی می شد ، اما نوشتن با گچ روی تخته سیاه یک کیف دیگه داشت ! 2- منظورم از پی نوشت شماره ی یک ، مخالفت با تکنولوژی نیست . مقایسه ی تخته سیاه هوشمند با تخته سیاه های قدیمی ، مثل مقایسه ی ایمیل با نامه های سنتی و دست نویس قدیمیه ! 3- فکر نمی کنم حالا حالاها این تکنولوژی به کشور ما و مدارس ما برسه !
نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

بوی مهر ...بوی مهربانی - متن ادبی 

غـ  ـغـ  ـغ  غ

http://qwerty1340.persiangig.com/image/d7d8ee069cb0.jpg

بوي مهر، بوي مهرباني، بوي لبخند، بوي درس و مدرسه و شوق كودكانه در پياده  روها، بوي نمره هاي بيست، بوي دفتر حساب و مشق هاي ناتمام، بوي دوستي و  محبت...      پاييز با خود شور مي آورد و قاصدكها خبر بازگشايي مدارس مي دهند، درختان  آماده مي شوند تا با شوق، برگهاي رنگارنگشان را چون كاغذهاي رنگي بر سر  كودكاني كه مشتاقانه به مدرسه مي روند بريزند و سارها بر شاخه هاي انبوه  درختان صف كشيده اند، تا آوازهاي گرمشان را بدرقه كنند. نسيم، نفس هاي  معطرش را هر صبح بر گونه هاي سرخابي كودكانه شان مي دمد تا خواب را در سايه هاي كوتاه ديوار جا بگذارند و مشتاقانه تا حياط منتظر مدرسه بدوند.   ديوارهاي آجرنماي مدرسه را سراسر شور و شوق پر كرده است. كلاسها با آغوش  باز در آستانه درها ايستاده اند تا ميهمانان خود را در آغوش بكشند. واژه ها بر تخته هاي سياه جان مي گيرند و پروانه مي شوند تا در نفس هاي هيجان زده  كودكان پرواز كنند و فضاي لرزان كلاس را گرم نمايند. چه شور و حالي دارد  اين روزهاي آغاز مدرسه، روزهايي سراسر دلهره، شوق و اضطراب، روزهاي مهر و  مدرسه، روزهايي كه خيابانها سرخوش هيجان لبريز صداهاي كودكانه جاري در  پياده روهايند. روزهايي كه عشق هر سحر، عاشقانه از پشت پنجره كلاس ها سرك  مي كشد تا با بالاآمدن آفتاب، تنشان را در نفس هاي معطر كودكان شست وشو  دهند. روزهايي كه آفتاب به شوق مدرسه رفتن هر صبح زودتر از آواز خروس ها  بيدار مي شود. روزهايي كه ماه، بالاي سر دفترهاي مشق به خواب مي رود.     امروز اولين روز از ماه مهر و شروع فصل پاييز، ماه تحصيل، تلاش، مشق و مدرسه است .... آغاز سال تحصیلی، آغاز سفر در مسیر دانستن و فهمیدن مبارک
نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

پاييز بوي مدرسه مي‌دهد...متن ادبی

http://qwerty1340.persiangig.com/image/36e841c5230a.jpg

پاييز بوي مدرسه مي‌دهد، بوي كيف و كتاب نو و مدادهايي كه تا به حال تراش‌ نخورده‌اند.پاييز بوي مدرسه مي‌دهد، بوي كلاس‌هايي رنگ‌شده، نيمكت‌هايي تازه و تخته‌سياهي كه اول سال حسابي سياه بود و هنوز هيچ تكه گچي ردي روي آن باقي نگذاشته بود. پاييز بوي مدرسه مي‌دهد، بوي آدم‌هاي جديدي كه قرار است 9 ماه تمام همكلاسي‌اشان باشي. آدم‌هايي كه بعدها مثل حياط وسط آن چهارديواري بزرگ دست‌نيافتني مي‌شوند. پاييز بوي مدرسه مي‌دهد؛ هم براي كودكان و نوجواناني كه اين روزها از اين مغازه به آن مغازه مي‌روند تا خود را براي روز اول مهر آماده كنند و چه براي پيرمردهايي كه روزهاي آخر تابستان را روي نيمكت‌هاي توي پارك يا سكوهاي جلوي خانه سپري مي‌كنند. پاييز بوي مدرسه مي‌دهد، چه فرقي مي‌كند كه اين مدرسه در خاطرات سال‌هاي سال پيش ما جا‌مانده باشد و غباري از زمان، چهره آدم‌هاي توي آن را تار كرده باشد. پاييز بوي مدرسه مي‌دهد، حتي اگر آن قدر بزرگ شده باشي كه ديگر چهار‌ديواري دور حياط مدرسه مانع هميشگي‌ات باشد، براي ورود به حياطي كه زنگ‌هاي ورزش معناي ديگري داشت. پاييز بوي مدرسه مي‌دهد، حتي اگر معلم‌هاي دوران ابتدايي‌ات حالا زير خروارها خاك خفته باشند و همبازي‌هاي شاداب دوران كودكي‌‌ات هر كدام گوشه‌اي افتاده باشند و روزهاي مانده را شماره كنند. پاييز بوي مدرسه مي‌دهد و همين مهم است، اين روز اول مهر كودكان قد و نيم قد را مي‌‌بيني كه با لباس يك شكل، خيابان بي‌منظره ديروز را پر از حجم زندگي كرده‌اند . همين مهم است كه صداي سروصداي بچه‌ها را از حياط مدرسه ته كوچه مي‌شنوي و با صداي ضربه خوردن به توپ فوتبال در دل زمان سفر مي‌كني و روياهاي روزهاي رفته را مرور مي‌كني، روزهايي كه مثل امروز نبودند، روزهايي كه پرواز يك بادبادك مي‌بردت از بام‌هاي سحرخيزي پلك تا نارنج‌ زارهاي خورشيد، روزهايي كه غم بود اما كم بود. پاييز بوي مدرسه مي‌دهد حتي اگر مدرسه‌‌ات پشت زمان‌ها جا مانده باشد.

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

هیاهوی مهر...

http://raze-sarbaste.persiangig.com/ppiblog/418272_10150557314962276_922112014_n.jpg

 

روز هیاهوی دانش آموزان شاد ... روز معلم های صبور و مهربان ... روز ناظم های دلسوز و مدیرهای دوست داشتنی ... روزی که باز فراش پرتلاش، می رود به جنگ هر چه غبار. روزی که همه دیوارها، میزها و صندلی های مدرسه که از خواب تابستانی بیدار شده اند، به روی اهالی درس و دانش لبخند می زنند. آغاز رژه منظم کیف ها سر صف های صبحگاهی که می روند به سمت باغ دانایی. از امروز، قرار است همه ما جایی را بسازیم. می پرسید کجا را؟ همان خانه ای را که با آجر واژه ها ساخته می شود، همان جا که پنجره هایی از جنس برگ های سبز و زنده دارد، همان جا که وقتی آباد است که با کتاب خواندن و یاد گرفتن، تر و تازه شده باشد، خانه دل هایمان را می گویم. پس همه شما امروز به مدرسه می روید که دل های نازنینتان را آبی بزنید، از روی شیشه هایش گرد و خاک نادانی را پاک کنید و این خانه ارزشمند را صفایی بدهید. به گل ها و سبزه ها دستی به نوازش بکشید و روز تولد مدرسه را جشن بگیرید. کاش همیشه دانش آموز بمانیم! کاش هر سال، اول مهر که می شود، همین طور هیجان زده، منتظر صدای زنگ آغاز سال تحصیلی جدید، در پوست خودمان نگنجیم. کاش قدر معلم های صمیمی را بیشتر بدانیم!

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393
دختر ایرانی، «شاهزاده امنیت» گوگل!
نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

توماس ادیسون

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

نمونه سوالات ادبیات دوره اول متوسطه

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

ضرب المثل

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

روش ارسال/عملیات

فعالسازی

تغییر آهنگ

غیرفعالسازی

پیامک

(SMS)

ارسال کد آوا به شماره ۸۹۸۹

ارسال کد آوای جدید به شماره ۸۹۸۹

ارسال عدد ۵ به شماره ۸۹۸۹

تلفن گویا

(IVR)

تماس با شماره ۹۹۹۰ از طریق گوشی تلفن همراه،   فشردن کلید ۹، سپس ۳، سپس ۱ و سپس وارد کردن کد آوای انتظار مورد نظر و کلید   مربع

تماس با شماره ۹۹۹۰ از طریق گوشی تلفن همراه،   فشردن کلید ۹، سپس ۳، سپس ۱، سپس ۳ و سپس وارد کردن کد آوای انتظار جدید مورد   نظر و کلید مربع

تماس با شماره ۹۹۹۰ از طریق گوشی تلفن همراه،   فشردن کلید ۹، سپس ۳، سپس ۵ و سپس ۱

کدهای دستوری

(USSD)

شماره گیری و ارسال

*۱۱۱*۲۲۱*کد آهنگ#

شماره گیری و ارسال

*۱۱۱*۲۲۲*کد آهنگ جدید #

شماره گیری و ارسال

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : سه شنبه بیست و پنجم شهریور 1393

روش های غیر دارویی برای کاهش جوش های صورت

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

چه غم انگيز است وقتي که چشمه اي سرد و زلال در برابرت مي جوشد و مي خواند و مي نالد ،

تو تشنه ي آتش باشي و نه آب.

 و چشمه که خشکيد ، و چشمه که از آن آتش که تو تشنه ي آن بودي ،بخار شد و به هوا رفت

و آتش کوير را تافت و در خود گداخت و از زمين آتش روييد و از آسمان آتش باريد

تو تشنه ي آب گردي و نه آتش ...

 و بعد ، عمري گداختن از غم نبودن کسي که تا بود ، از غم نبودن تو مي گداخت ...

                                                                                 دکتر علی شریعتی

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393

 

    ساعت 3 شب بود که صدای تلفن، پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر  با عصبانیت گفت:  چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟  مادر گفت: 25 سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی! فقط خواستم بگویم تولدت مبارک...!   

پسر از این که دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد، صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت،   ولی مادر دیگر در این دنیا نبود . !

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393
اگر نمی توانی اقیانوس باشی، دریا باش،                 

اگر نه رودخانه باش واگر نمی نتوانی رودخانه باشی

نهری كوچك باش، اما هیچ گاه مرداب نباش.

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393
عشق، میوه تمام فصل هاست و دست همه کس

   به شاخسارش می رسد. مادر ترزا

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393
برهنگی تنها به یک تکه پارچه بستگی ندارد. برهنگی

 

یعنی بی توجهی به انسانیت و شرافت انسانی و

 

شخصیت انسانها. مادر ترزا

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393
اگر دعا کنیم، ایمان خواهیم داشت، اگر ایمان داشته

 

باشیم، محبت خواهیم نمود و اگر محبت کنیم، خدمت نیز

 

خواهیم کرد. مادر ترزا

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393
در پایان زندگی، از روی تعداد مدرک هایی که گرفته ایم، میزان مالی که اندوخته ایم و کار های بزرگی که به انجام رسانده ایم، در باره ی ما داوری نخواهد شد، بلکه از ما خواهند پرسید: آیا گرسنه ای را سیر کردی؛ برهنه ای را لباس پوشاندی و بی خانه ای را پناه بخشیدی؟ گرسنه ی نه فقط لقمه نان که گرسنه ی عشق، برهنه ی نه فقط از تن پوش که برهنه ی از عزت و احترام انسانی و بی خانه ای نه فقط از خشت و گل که بی خانمان به سبب طرد و رانده شدن.مادر ترزا

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393
اگر شروع به قضاوت کردن در مورد مردم بکنی، وقت پیدا

نمی کنی که آنها را دوست داشته باشی.مادر ترزا

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393
عشـــــــــق بـــــي پــايــان

نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه نوزدهم تیر 1393
 

پدر دخترک پنج ساله اش را تشر زده بود که چرا کاغذ کادویی طلایی گران قیمتش را خراب کرده. مخارجش زیاد بود و هزینه های زندگی کلافه اش می کرد. اما وقتی که دخترک جعبه کادو پیچ شده را به او داد از رفتار تندش پشیمان شد . جعبه را باز کرد اما وقتی چیزی درون آن نیافت با عصبانیت گفت ، هنوز نمی دانی وقتی هدیه ای به کسی میدهی انتظار دارد که چیزی درون آن باشد اشک در چشمان دخترک حلقه زد و با بغض گفت : اما پدر جعبه که خالی نیست پر از بوسه های من است

 
 
.:: زیر نظر جناب آقای خلیلی دبیر محترم ادبیات فارسی ::.

شما میتوانید مطالب قدیمی وبلاگ را که در صفحه اصلی نیستند را از قسمت نوشته های پیشین بر اساس تاریخ پیدا کنید...



آی دی:
mrezaghiasi

××× اخبار جدید ×××


-پیج فیسبوک شهر راه اندازی شد...!
-شهر در ستاد ساماندهی ثبت شد...!

 

َشهر فارسی