X
تبلیغات
شهر فارسی | ادبیات فارسی | آموزش ادبیات | آموزش فارسی هفتم | آموزش فارسی سوم راهنمایی | آموزش نکات دستوری فارسی | نمونه سوالات هفتم | نمونه سوالات فارسی هفتم | نمونه سوالات ادبیات هفتم | نمونه سوالات فارسی سوم راهنمایی | نمونه سوالات ادبیات سوم راهنمایی | جزوه فارسی هفتم | جواب خودارزیابی های فارسی ادبیات - روش تشخیص موصوف و صفت از مضاف و مضاف الیه
مطالبی در مورد ادبیات فارسی - ثبت شده در ستاد ساماندهی
 
تحلیل آمار سایت و وبلاگ ?????? ?? ???? ???

????? ???? ?????

 
 
نویسنده : جناب آقای خلیلی
تاریخ : پنجشنبه سوم اسفند 1391

روش تشخیص موصوف و صفت از مضاف و مضاف الیه

 


1- کسره بین دو کلمه را حذف می کنیم سپس بعد از کلمه ی اول ویرگول می گذاریم و در آخر فعل (است)قرارمی دهیم . اگر عبارت معنی داد ترکیب وصفی و اگر معنی نداد ترکیب اضافی است .
2- به آخر کلمه ی دوم (تر) یا (ترین) اضافه کنید سپس کسره بین دو کلمه را حذف کنید و درآخرعبارت فعل ( است) را اضافه کنید اگرعبارت معنی داد ترکیب وصفی است.
مثال : مادر دلسوز ---مادردلسوزتر

موصوف: اسمی است که قبل از صفت می آید و معمولا (ی) به خود می گیرد . مثلا در ترکیب دست زیبا ،
می توانیم
 بگوییم دستی زیبا .
به مضاف الیه نمی توانیم (ی) اضافه کنیم
مثلا درترکیب کتاب محسن ،نمی توانیم بگوییم کتابی محسن

کنایه هاو ضرب المثل های متداول و عامیانه

 

آب از آب تکان نخوردن : کنایه از آرامش : بدون نگرانی

آب از آسیاب افتادن :آرامشی برقرار شد- سرو صدا خاموش شد

آب از سر گذشتن:امید نداشتن- به پایان آمدن امر

 

متشابه،هم آوا

به کلمه هایی می گویند که ازنظر تلفظ یکسان هستند امّا ازنظرمعنی وشکل املایی با هم فرق دارند.
خوار = کم ارزش  خار = تیغ گل یا خاشاک
سد = دیواری برای جمع کردن آب صد = عددی در ریاضی
ثواب = پاداش صواب = درست

مسند

 

به صفت یا حالتی می گویند که به کمک فعل های اسنادی به نهاد نسبت داده می شوند.
نکته:مسند می تواند صفت ،اسم ویا ضمیر باشد . مثال : هوا گرم شد .

روش پیدا کردن مسند

 نهاد + چه
چه طور + فعل --------------- مسند
چه گونه
مثال: زهرا خسته شد . زهرا چه شد ؟خسته = مسند  

ضمیر 

ضمیر :کلمه ای است که به جای اسم می نشیند و از تکرار آن جلو گیری می کند.

ضمیر شخصی :جانشین اسم می شود وشش صیغه دارد .ضمیر های شخصی دو نوع هستند .

ضمیر جدا :ضمیری است که به کلمه قبل از خود نمی چسبد.

مفرد جمع
اول شخص ---- من اول شخص ---- ما
دوم شخص --- - تو دوم شخص --- شما
سوم شخص---- او سوم شخص ---آنها ، ایشان

مثال : او من را دیده .

ضمیر متصل : ضمیرهای شخصی متصل به ضمایری می گویند که به کلمه ی قبل خود می چسبد این ضمیر ها عبارتند از:

مفرد جمع
اول شخص
م اول شخص مان
دوم شخص - ت دوم شخص - تان
سوم شخص - ش سوم شخص- شان

نکته:
اگر سه ضمیر (م، ت،ش) به کلمه ای که آخر آن (ه) صدای (ا) می دهد. بچسبند میان آن ها و کلمه یک (الف) اضافه می کنیم .

مثال : جامه + م--- جامه ام

ایها م

بکاربردن کلمه در بیت یا جمله را که، دو یا چندمعنی داشته باشد ایهام گویند.

مانند: دیشب صدای تیشه از بیستون نیامد شاید به خواب شیرین فرهادرفته باشد.


ویا مانند: چه اسفندها دود کردیم برای تو ای روز اردیبهشتی "قیصر امین پور

به معنای ماه اسفند و دانه ی اسفند

مراعات النظیر یا تناسب

بکاربردن واژه هایی که باهم تناسب معنایی دارند و مربوط به یک مجموعه اند. مراعات النظیر باعث زیبایی سخن می شود.

مانند: توی گلدسته های یک گنبد روز وشب زائر حرم باشیم .

بین واژه های (گلدسته ،گنبد،حرم)و واژه های (روزوشب) مراعات النظیریا تناسب وجود دارد.

انواع جناس: 

جناس تام يا كامل : دو كلمه در شكل املايی و تلفظ كاملا يكسان است و در معنی مختلف اند .

بهرام كه گور می گرفتی همه عمر ديدی كه چگونه گور ، بهرام گرفت.

ارسال المثل

Description: تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

به معنای استفاده از جمله های کوتاه وپر معناست . بعضی ازاین جمله هابه خاطر استفاده ی فراوان درزبان مردم به ضرب المثل مشهور شده اند. این جمله های کوتاه را کلمات قصار و امثال الحکم نیز می می نامند. 

مانند: کافرهمه را به کیش خود پندارد. یا: ازکوزه همان برون تراود که در اوست .

ویا : هر که بامش بیش برفش بیشتر

Description: تصویر

سهراب سپهری

سهراب سپهری در 15 مهر ماه 1307 در شهر کاشان به دنیا آمد. پدرش اسدالله سپهری کارمند اداره پست و تلگراف بود و هنگامی که سهراب نوجوان بود پدرش از دو پا فلج شد. با این حال به هنر و ادب علاقه ای وافر داشت. نقاشی می کرد، تار می ساخت و خط خوبی هم داشت.

سپهری در سال های نوجوانی پدرش را از دست داد و در یکی از شعرهای دوره جوانی از پدرش یاد کرده است خیال پدر یکسال بعد از مرگ او سروده است: 

در عالم خیال به چشم آمدم پدر
کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود
دستی کشیده بر سر رویم به لطف و مهر
یک سال می گذشت، پسر را ندیده بود

 

 
 
.:: زیر نظر جناب آقای خلیلی دبیر محترم ادبیات فارسی ::.

شما میتوانید مطالب قدیمی وبلاگ را که در صفحه اصلی نیستند را از قسمت نوشته های پیشین بر اساس تاریخ پیدا کنید...



آی دی:
mrezaghiasi

××× اخبار جدید ×××


-پیج فیسبوک شهر راه اندازی شد...!
-شهر در ستاد ساماندهی ثبت شد...!