نکات کلیدی درس هفتم/ سال سوم

الف بخش لغات ، اصطلاحات ، مفاهیم و نکات ادبی و دستوری

روان خوانی ( ثَمرِ علم )

1- ثَمر: نتیجه ، بهره ، میوه ، با ر 2- تعلّم : یاد گرفتن 3- تعلیم : یاد دادن 4- به غایت دست تنگ بودم : در نهایت فقر زندگی می کردم 5- بقّالی : از واژه ی بَقَل می آید. به معنی بُن شن ، حبوبات 6- شبانگاه : به هنگام شب ، ( گاه ) پسوند زمان است. 7- نفع آن به تو عاید گردد : بهره ای از آن به تو برسد. 8- گرِده نان : یک قرص نان 9- ملامت : سرزنش 10- دل تنگ شدم : ناراحت شدم 11- به جان آمدم : در نهایت رنج و سختی بودم. 12- هیئت ژولیده : پریشان و آشفته 13- اعزار کرد : گرامی داشت. 14- رسول حاکم : پیک ، پیام آور 15- مرتّب کرده بودند. : آماده کرده بودند.. 16- تحفه : هدیه ، پیش کشی 17- خلعت : لباسی گرانبها که بزرگی به کسی ببخشد. 18- صواب : درست 19- تفرّج : تماشاکردن ، تفریح کردن 20- به خرسندی تمام : با رضایت کامل 21- ناز و نعمت : راحتی و آسودگی 22- مقامات رفیع : مرتبه های بلند ، درجات بالا

تماشای بهار

* بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار / خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار

1- بامداد : صبح زود 2- لیل : شب 3- نهار : روز مصراع اوّل اشاره به صبح کاذب دارد. قسمتی از سپیده دم که حدّ فاصل بین روشنی و تاریکی است. در اصطلاح می گویند: " هوا گرگ و میش است. " 4- خوش : مسند

دیدن دامن صحرا و تماشای بهار خوش بود. یک جمله ی اِ سنادی است.

معنی و مفهوم : به هنگام سپیده دم ، دیدن فصل بهار چه زیباست !

* آفرینش همه تنبیه خداوندِ دل است / دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار

1- آفرینش : پدیده های خلقت ، این واژه اسم مصدر است. ( بن مضارع + ِ ش ) 2- ( همه ) در مصراع اوّل به معنی تماماً در مفهوم قید است. 3- تنبیه : آگاهی 4- خداوند ِدل : صاحب دل ، عاشق ، دوست دار حقیقت

5- دل ندارد : عاشق نیست ، بصیرت و آگاهی ندارد. 6- اقرار : بیان کردن

معنی و مفهوم : پدیده های خلقت ، آگاه کننده ی انسان های عاشق و خردمند است. هرکسی که زبان ستایشگری خداوند را نداشته باشد، عاشق نیست.

* این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود / هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار

1- این : صفت اشاره 2- همه : صفت مبهم 3- نقشِ عجب : شگفتی های آفرینش 4- در و دیوار وجود : منظور هستی و روزگار است. 5- هر که فکرت نکند : به دو صورت می توان معنی کرد. 1لف - هرکسی که اندیشه نکند ب هرکسی که به فکر تو نباشد. به نظر می رسد معنی اوّل درست تر باشد. 6- نقش بود بر دیوار : کنایه از نابود شدن 7- در مصراع اوّل حذف فعل به قرینه ی معنوی وجود دارد. معنی و مفهوم : کسی که با دیدن این همه شگفتی های آفرینش ، اندیشه و تفکّر نکند شایسته ی نابودی است.

* کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند / نه همه مستمعی فهم کند این اسرار

1- کوه و دریا و درختان : گروه نهادی 2- همه : به معنی تماماً در مفهوم قید است. در تسبیح : در ستایش مسند جمله است. در مصراع اوّل مسند به شکل متمّم آمده است. 3- َ ند : هستند ، فعل اسنادی 4- نه : منفی - سازفعل است. نه همه مستمعی فهم کند : هر مستمعی فهم نکند. 5- همه در مصراع دوم به معنی ( هر ) است و صفت مبهم است. 6- این : صفت اشاره 7- اسرار : جمع سِر ، به معنی راز ها

معنی و مفهوم : همه ی پدیده های خلقت خدا را ستایش می کنند و انسان های نادان این راز ها را درک نمی کنند.

* خبرت هست که مرغان سحر می گویند / آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار

1- خبرت هست : آگاهی داری ؟ 2- مرغان سحر : بلبلان 3- می گویند : مضارع اخباری 4- خفته : صفت جانشین اسم ، به معنی انسان های بی خبر و نادان 5- سر از خواب جهالت بردار : آگاه باش، دانایی پیشه کن.6- بین واژه های خفته و خواب تناسب وجود دارد. 7- خواب جهالت : تشبیه بلیغ اضافی است. جهالت به خواب تشبیه شده است. 8- این بیت حسن تعلیل دارد. معنی و مفهوم : آواز بلبلان و پرندگان به خاطر این است که تو از خواب جهالت دست بر داری.

نکته : ابیات زیر با بیت های چهارم و پنجم تناسب معنایی دارد.

1- توحید گوی او نه بنی آدمند و بس / هر بلبلی که زمزمه بر شاخسار کرد

2- سحر گنجشکان در جیک جیکنند / به تسبیح خدای لاشریکنند

3- گفتم : این شرط آدمیّت نیست / مرغ تسبیح گوی و ما خاموش

4- هنگام سپیده دم خروس سحری / دانی که چرا همی کند نوحه گری

یعنی که نمودند در آیینه ی صبح / از عمر شبی گذشت و تو بی خبری

* تا کی آخر چو بنفشه ، سر غفلت در پیش / حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار

1- تا کی آخر : گروه قیدی است. تا چه وقت ؟ 2- چو : حرف اضافه ، به معنی مثل و مانند 3- بنفشه : متمّم 4- بنفشه : نماد انسان غفلت زده است. 5- سر غفلت در پیش : در نادانی به سر بردن 6- حیف باشد. جمله اسنادی است. حیف ، مسند جمله است. 7- تو در خوابی : جمله اسنادی است. در خوای : مسند به شکل متمّم 8- نر گس بیدار. حذف فعل دارد. نرگس نماد انسان های آگاه و دانا 9- بین واژه های بنفشه و نرگس تناسب وجود دارد. 10- بین واژه های خواب و غفلت تناسب وجود دارد.

نکته طلایی : از میان گیاهان ، بنفشه در مقابل نور بی تفاوت است و هیچ احساسی ندارد. شاعر این گل را نماد انسان غفلت زده می داند. امّا گلِ نرگس در مقابل نور حسّاس است و نماد انسان آگاه و بینا است. منظور از نور : حقیقت و آگاهی است. معنی و مفهوم : مثل بنفشه در جست و جوی حقیقت بی تفاوت نباش و مثل گل نرگس بینا و حقیقت جو باش.

* که تواند که دهد میوه ی الوان از چوب ؟ / یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار ؟

۱- در مصراع اوّل ( که ) تواند؟ ضمیر پرسشی است. ( که ) دهد . حرف پیوند وابسته ساز است.2- الوان : رنگارنگ 3- چوب : مجازاً به معنی شاخه است. گل صد برگ : گل های فراوان رنگی 4- بین واژه های گل و خار تناسب و تضاد معنایی وجود دارد. بیت استفهام انکاری دارد.

معنی و مفهوم : کسی غیر خدا نمی تواند میوه های رنگارنگ و گل های فروان به وجود آورد.

* عقل ،حیران شود از خوشه ی زرّین عنب / فهم ، عاجز شود از حقّه ی یا قوت انار

1- عقل : نهاد 2- حیران : مسند 3- شود : فعل اسنادی است. 4- زرّین : صفت نسبی است. 5- عنب : انگور 6- فهم : نهاد 7- عاجز : مسند 8- حقّه : ظرفی کوچک که در آن جواهر یا چیز های دیگر نگه می دارند. یاقوت انار: منظور دانه های قرمز انار است.

معنی و مفهوم : عقل و فهم از این همه شگفتی های خلقت حیران و سر گشته می شوند و درک رسیدن به حقیقت را ندارند

* پاک و بی عیب خدایی که به تقدیر عزیز / ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار

1- پاک و بی عیب : بدون نقص 2- تقدیر : حکم الهی 3- مسخّر : رام و مطیع ، به خدمت گرفته شده

معنی و مفهوم : خداوندی که به حکم و تقدیر خود بدون عیب و نقص ماه و خورشید و شب و روز را مطیع و رام خود کرده و در خدمت انسان قرار داده است.

* تا قیامت سخن اندر کرم و رحمت او / همه گویند و یکی گفته نیاید ز هزا ر

1- تا : حرف اضافه چون به معنی فاصله است. قیامت : متمّم قیدی 2- در مصراع اوّل حذف فعل به قرینه ی معنوی دیده می شود. 3- اندر : حرف اضافه 4- کرم و رحمت : گروه متمّمی 5- همه : ضمیر مبهم ، نقش دستوری آن نهاد است. 6- یکی گفته : گروه مفعو لی 7- بین واژه های یکی و هزار : تضاد وجود دارد.

معنی و مفهوم : لطف و محبّت خداوند همیشگی و جاودانه است و نمی توان یکی از هزاران نعمت های خداوند را سپاس گفت.

* نعمتت بار خدایا، ز عدد بیرون است / شکر اِنعام تو هر گز نکند شکر گزار

1- نعمت : نهاد 2- ( ت ) ضمیر پیوسته نقش دستوری آن مضاف الیه است. 3- ز عد بیرون است : فراوان است ، بی شمار است. 4- بار خدایا ، شبه جمله است. 5- شکر گزار : نهاد 6- شکر : مفعول 7- اِنعام : نعمت دادن 8- تو : مضاف الیه 9- هرگز : قید

نکته : اَنعام : به معنی چهار پایان است. این واژه را با اِنعام اشتباه نگیریم.

معنی و مفهوم : خداوندا ! نعمت هایت بسیار فراوان است و هیچ کسی زبان شکر گزاری از آن را ندارد.

نکته : ابیات زیر با بیت های ده و یازده تناسب معنایی دارد.

1- فضل خدای را کِه تواند شمار کرد / یا کیست آن که شکر یکی از هزار کرد ؟

2- از دست و زبان کِه برآید / کز عهده ی شکرش به در آید ؟

* سعدیا، راست رُوان گوی سعادت بردند / راستی کن که به منزل نرسد کج رفتار

1- سعدیا ، : شبه جمله ، سعدی : منادا 2- راست رُوان : انسان های صادق و حقیقت گو ، نهاد جمله است 3- گوی سعادت بردند : سعادت مند شدند. به موفّقیّت رسیدند. 4- راستی کن : صادق باش ، درستکار باش 5- منزل : مقصد ، هدف 6- کج رفتار : گمراه ، کسی که راه نادرست می رود.

معنی و مفهوم : انسان های صادق ، راه درست و سعادت را می یابند و انسان گمراه هیچ گاه به مقصد و هدف خود نخواهد رسید. ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی / این ره که تو می روی به ترکستان است.

نکته : کعبه : نماد سعادت و ترکستان : نماد گمراهی و بدبختی است.

ب - بخش دانش های ادبی

آیا می دانید که ؟

1- یکی از گسترده ترین و دامنه ترین اقسام شعر در ادبیّات فارسی ، شعر تعلیمی است ؟

2- مادّه ی اصلی شعر تعلیمی علم ، اخلاق و هنر است ؟

3- شعر تعلیمی در ادب فارسی از ادبیّات غرب وسیع تر است ؟

4- قالب های شعری مثنوی ، قصید ه ، غزل و قطعه دارای ادبیّات تعلیمی است ؟

5- شعر های تعلیمی در قدیم بیش تر شامل سروده های اخلاقی ، مذهبی و عرفانی بوده است ولی از انقلاب مشروطیّت به بعد ، اشعار ی با درون مایه های سیاسی و اجتماعی و روان شناسی نیز در ردیف اشعار تعلیمی قرار گرفته اند؟

پ بخش دستور زبان فارسی

تکواژ چیست ؟ به جزءِ معنی دار و بی معنی یک واژه "تکواژ " گویند.

کتابخانه ( کتاب + خانه ) دو چرخه ( دو + چرخ + ه ) رنگارنگ ( رنگ + ا + رنگ )

دانش ( دان + ِ ش )

گلسار ( گل + سار ) هنرمند ( هنر + مند ) بیمارستان ( بیمار + ستان ) قلم دان ( قلم + دان )

نکته : به جزءِ معنی دار ، تکواژ آزاد یا تکو اژ مستقل گویند. دردمند ( درد : تکواژ آزاد )

گلاب ( گل : تکواژ آزاد / آب : تکواژ آزاد ) بیمارستان ( بیمار : تکواژ آزاد )

نکته : به جزءِ بی معنی تکواژ وابسته یا وند گویند. پوشه ( ه : تکواژ وابسته )

خوراک ( اک : تکواژ وابسته ) نا مرد : ( نا : تکواژ وابسته ) گریان ( ان : تکواژ وابسته )

نکته : جایگاه تکواژ وابسته ( وند ) متغیّر است. *گاهی به اوّلِ یک تکواژ آزاد می آید که به آن "پیش وند" گویند. مانند : هم درد ( هم ) بی ادب ( بی ) ناکس ( نا )

* گاهی به آخرِ تکواژ آزاد می آید که به آن" پسوند " گویند. مانند : خورنده ( نده ) دیدن ( ن ) رفتار ( ار ) سازمان ( مان )

*گاهی بین دو تکواژِ آزاد می آید که به آن " میان وند " گویند. مانند : رفت و آمد ( و ) سراسر ( ا )