زبان فارسی افزون ‌بر لهجه‌هایی مانند تهرانی، اصفهانی، شیرازی و جز آن، دارای گونه‌ای است که به آن فارسی ‏معیار می ‌گویند. فارسی معیار دارای دو‌گونه ی نوشتاری و گفتاری است، این دو گونه از نظر واژگان و ساختار تفاوتی با هم ندارند ‏و در واقع یکی هستند. تفاوت آن ها در این است که فارسی معیار نوشتاری را می‌نویسیم و فارسی معیار گفتاری را به همان شکل اصلی از روی ‏نوشته می ‌خوانیم، آن چه با فارسی معیار متفاوت است فارسی گفت و گویی (محاوره ای) است، یعنی همان فارسی که با آن حرف می زنیم. این نوع ‏فارسی از نظر آوایی،  واژگانی و ساخت دستوری تفاوت هایی با فارسی معیار گفتاری دارد. مثلن وقتی در فارسی معیارگفتاری می‌گوییم، "‏می‌گویم" یا "می‌روم"، در فارسی گفت و گویی (محاوره ای) این دو فعل می‌شود "می‌گم" و "می‌رم"، می بینید که در فارسی گفت و گویی ‏چه قدر کلمات را کوتاه می‌کنیم و یادر آن واژگان ویژه ی محاوره به کار می‌بریم، مثلن خانه می‌شود خونه، نان می‌شود نون، ‏دندان می‌شود دندون، و غیره. بنابراین این جا باید بر این نکته تاکید بکنیم که نباید دو اصطلاح فارسی گفت و گویی و فارسی ‏معیار گفتاری را با هم اشتباه گرفت.‏‏ در مقایسه ی لهجه‌ها و گویش‌ها نیز آن ها را با فارسی معیار مقایسه می کنند نه با فارسی گفت و گویی. ‏
‏‏فارسی معیار، در واقع فارسی آموزش است، یعنی ما وقتی می ‌خواهیم بنویسیم به فارسی گفت و گویی نمی ‌نویسیم. البته ممکن است ‏برخی به عنوان یک سبک آن را به کار ببرند، ولی همه متوجه می ‌شوند که این فارسی معیار نیست. نوشتن را باید آموزش دید، حرف زدن را هر کسی در خانواده یاد می گیرد ولی مساله ی نوشتن چیز دیگری است. فارسی معیار همانی است ‏که آن را می ‌نویسیم و همان است که تا آموزش نبینیم نمی ‌توانیم آن را خوب بنویسیم. برای خوب نوشتن باید آموزش دید. ‏ ‏