پرتو امید ( قالب شعر : غزل )

حافظ : خواجه شمس الدین محمد قرن ۸

ردیف: غم مخور

کلمات قافیه: کنعان – گلستان – سامان – خوش­خوان –

دوران – پنهان – طوفان – مغیلان – پایان – حال گردان – قرآن

۱ ـ یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مَخور

کلبه ی احزان شود روزی گلستان غم مخور

معنی بیت : نگران نباش ، زیرا یوسفِ گم شده دوباره به سرزمین و وطن خود

برمی گردد و خانه ی غم و اندوه ، روزی به شادی تبدیل می شود.

آرایه ادبی : تلمیح به داستان حضرت یوسف (ع) ـ

مراعات النظیر در واژه های (یوسف و کنعان) ـ

اضافه ی تشبیهی ( کلبه ی احزان ) ـ

تضاد در واژه های ( احزان و گلستان )

کنعان : نام شهری در فلسطین قدیم که وطن یعقوب،پدر یوسف،بود./

احزان : ج حزن ، اندوه ـ ناراحتی /

احزان : جمع مکسّر /


۲ـ ای دل غم­دیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شوریده بازآید به سامان غم مخور

معنی بیت :ای دل درد کشیده­ی من، مأیوس مباش که حالت بهتر خواهد شد

و آشفتگی­های فکری تو آرام و قرار خواهند یافت.

دل غم­دیده: دلِ خود حافظ است که دچار غم و محنت فراوانی است.

دل بد کردن: بد دل شدن، نا امید شدن.

دل بد مکن: بد دل و ناامید مباش.

شوریده: 1. آشفته . 2. عاشق . 3. دیوانه

سامان: در این جا(آرام ، قرار، آراستگی، نظم، رواج و رونق).

نکته املایی : وین = مخفّف : و این

آرایه­ادبی : تضاد در «شوریده و سامان».


3 ـ دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت

دایماً یک­سان نباشد حال دوران غم مخور

معنی: اگر چرخش روزگار حتی دو روز مطابق آرزوی ما نبود؛گذرِ زمان همیشه

بر یک حالت باقی نخواهد ماند.

دور گردون: گردش روزگار، دور فلک

مراد: میل، آرزو، خواست

آرایه ادبی :واج آرایی حرف «د» و «ر» ـ

جناس اختلافی در حرف اول : گر و بر ـ

جناس افزایشی در حرف آخر : دور و دوران


4 ـ هان،مشو نومید چون واقف نه‌ای از سرّ غیب

باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور

معنی بیت : هان ای دل، نا امید مباش و غم مخور، زیرا از رموز و اسرارِ عالمِ نهان،

آگاه نیستی؛ بازی­های پنهان زیادی در پشت پرده انجام می­شود.

هان: بدان و آگاه باش (از اصوات و شبه جمله است).

واقف: بی­خبر، بی­اطلاع

نه­ای: نیستی

سر: رمز، راز.

غیب: عالم ملکوت، عالم بالا.

اندر: حرف اضافه(در).

اندر پرده: پشت پرده.

آرایه ادبی : ندارد

نکته املایی : نومید مخفّف واژه ی نا امید

واژه های غیب و پنهان با هم مترادف اند.


5 ـ ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند

چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

معنی بیت : ای دل من، اگر سیل نابودی پایه­های وجود را با خود ببرد؛تا زمانی که

نوح کشتیبان توست، غم به خود راه نده.

فنا: نابودی، نیستی.

بنیاد: اساس، پایه.

هستی: وجود، زندگی

آرایه ادبی : تشخیص ای دل (چون دل مورد خطاب قرار گرفته)

سیل فنا: اضافه­ی تشبیهی.(نیستی و نابودی به سیلی که هست و نیست را با

خود می برد،تشبیه شده است.)

نوح و کشتی و طوفان و سیل : مراعات نظیر می­سازند.

تلمیح به داستان حضرت نوح نیز دارد.

واج آرایی : حرف ت و ن

نکته املایی : ار مخفّف اگر

ز : مخفّف از


6 ـ در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان غم مخور

معنی بیت : اگر به اشتیاق طواف خانه­ی خدا در بیابان قدم خواهی زد، از طعنه و

ملامت (سرزنش)درخچه­ی خاردار بیابان، اندوهگین مباش.

(اگر ما نیز در زندگی بر اساس علایق خود قدم در مسیری گذاشتیم؛

نباید از سختی­ها و درشتی­های راه، ناراحت و اندوهگین یا نومید شویم)

کعبه: خانه­ی خدا در مکّه.

خواهی زد قدم: قدم خواهی زد.

سرزنش: ملامت، طعنه.

مغیلان: درختچة خاردار که در بیابان­ها می­روید.

آرایه ادبی : کعبه و بیابان و خار مغیلان: مراعات نظیر دارند.

تشخیص : سرزنش کردن خارِ مغیلان ـ

جناس اختلافی در حرف اول : در و گر ـ


7 ـ گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

معنی بیت : اگرچه استراحتگاه­های بین راه بسیار خطرناک هستند و مقصد نیز

بسیار دور است؛ لیکن همه­ی راه­ها و جاده­ها سرانجام به انتها و مقصد می­رسند.

بس: بسیار، خیلی زیاد

منزل: محلّ اتراق کاروان، جای فرود آمدن

بعید: دور

نکته املایی : کان: مخفّ،«که آن»

آرایه ادبی : مراعات النظیر ( راه ـ بعید ـ پایان )

واج آرایی حرف ی و ن ـ

تکرار : واژه ی (نیست )


8 ـ حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

معنی بیت : ای حافظ، در تنهایی شب­های تاریک و گوشه­ی تهیدستی،تا زمانی که

زمزمه­ی تو دعا و قرآن باشد، غمی نداشته باش.

این بیت از نظر دستوری منادا است( حافظا) و همانگونه که می دانیم

شبه جمله محسوب می شود.

تار: تاریک

فقر: تنگ­دستی، تهیدستی

حافظ: تخلّص خواجه شمس الّدین محمّد شیرازی است.

تخلّص: خلاص، شدن، رهایی.

تخلّص: نام ویژه­ای است که شاعران با آوردن آن در انتهای شعر خود

از تنگنای شعر رهایی می­یابد.

به بیتی هم که شاعر در آن «تخلّص» خود را می­آورد، «بیت تخلّص»

می­گویند.

آرایه ادبی : خلوت ، ورد ، دعا و قرآن: مراعات نظیر

جناس افزایشی در حرف آخر : در و درس ـ

جناس افزایشی در حرف آخر : تا و تار ـ