پیام شعر : پرهیز از غرور و خودبینی-سرچشمه ي بسياري از بلاها و بدبختي ها خود انسان است.

امام علی (ع) :خداوند ایمان را عامل پاکی از شرک و نماز را برای پاک ماندن از کبر قرار داده است.

امام صادق (ع ) :دشمن ترین دشمن عقل ،عجب و غرور است.

نخستین جرقه های غرور در چهره ی شیطان دیده شد.هنگامی که خداوند به او فرمود:چه چیز باعث شد که بر آدم سجده نکنی ؟ّهنگامي كه به تو فرمان دادم .شيطان با غرور گفت :من از او بهترم مرا از آتش آفريدي و او را از گل.

غرور انسان را از خدا دور به شيطان نزديك مي كند و باعث خسارت هاي شديد مادي و معنوي مي شود.

حكايت : گويندشخصي سوار بر اسب به كنار نهري رسيد هر چه سعي كرد اسب از آب رد نشد.بزرگي گفت : آب را گل آلود كن.اسب از آب رد شد.اسب تصوير خود را در اب مي ديد و حاضر نمي شد پا روي خودش بگذارد.(خودخواهي )

روزی ز سرِ سنگ عقابی به هوا خاست

 واندر طلب طعمه، پر و بال بیاراست

واندر: مخفّف«و اندر». طعمه: خوراک،  بیاراست: آراسته کرد، نمایش داد(در این جا).خاست : بلند شد.

یک روزعقابی از روی تخته سنگی به آسمان بلند شد و برای جست و جوی غذا بال و پر خود را آراسته و مرتّب کرد.(به آسمان پرواز كرد.)

آرايه مراعات نظير يا شبكه معنايي در كلمات عقاب - هوا - پر - بال

 

بر راستی بال نظر کرد و چنین گفت

امروز همه روی جهان زیر پر ماست

بر کشیدگی و گستردگی ( موزوني )بال خود نگاه کرد و با خود این چنین گفت:« امروز تمام دنیا زیر بال و پر ما قرار دارد ( ما برتر از تمام موجودات هستیم. همه جهان را امروز زير نظر دارم.) «روی/ زیر» آرایه­ی تضاد

 

بـر اوج فلک چون پرواز کنم از نظر خویش

می‌بینم اگر ذرّه‌ای اندر ته دریاست

از نظر خويش : از نگاه خودم  ـ تکِ دریا: تهِ دریا «اوج و تک دریا» آرایه­ی تضاد

به خاطر بینایی فوق­العاده­ام زمانی که بر اوج آسمان پرواز می­کنم؛ ذرّه­های تهِ دریا را می­بینم.

ور بر سر خـاشاک یکی پشّه بجنبد

جنبیدن آن پشّه عیان در نظر ماست

خاشاك :چوب و علف و كاه ـخار وخس

حتّي اگر پشّه­ای بر روی چوب و علف و كاه  تکان بخورد؛ حرکات آن پشّه در چشم ما آشکار است.آرايه ي تكرار در پشه.

بسیار منی کـرد و ز تقدیر نترسید

بنگر که از این چرخ جفا پیشه چه برخاست

منی: خودستایی، در اصطلاح«منم منم کرد» منی کردن: خودستایی کردن

تقدیر: سرنوشت چرخ: آسمان، فلک، چرخ جفا پیشه: روزگارستم­کار، ظالم

بسیار خودستایی کرد و از حكم وقضاي  الهي سرنوشت بد خود نترسید. ببین که این روزگارِ ستم­کار با او چه کرد؟

ناگـه ز کـمینگاه، یکی سـخت کمانی

 تیری ز قضای بد، بگشاد بر او راست

ناگه: ناگهان -یکی سخت کمانی: یک نفر شکارچی -،دارنده ي كماني سخت و محكم.

کمان گشودن: کنایه از پرتاب کردن تیر قضای بد: «در اینجا بخت بد»

مصراع دوم از نظر وزن ايراد دارد و در نسخه اي ديگر اين مصراع را اين گونه نوشته بود :تيري زقضا و قدر انداخت بر او راست

ناگهان از بخت بد، یک شکارچی از کمینگاهی تیری را مستقيم به طرف او پرتاب کرد.

 

بـر بـال عـقاب آمـد آن تیر جـگر دوز

 وز اوج مر او را بسوی خاک فرو کاست

«اوج و خاک» تضاد واقع شده­اند. فرو کاست: ساقط کرد، فرو کشاند.پايين آورد.

آن تیر كشنده  بر بال عقاب نشست و او را از بلنداي آسمان به قعر زمین کشاند.

 

بر خـاک بیفتاد و بغلـتید چو ماهی

آن گاه پر خویش گشاد از چپ و از راست

آرایه­ی تشبیه: عقاب مانند ماهی بر خاک غلتید. چپ و راست: تضاد واقع شده­اند.

عقاب از آسمان بر زمین افتاد و مانند ماهی در خاک غلتید؛ آنگاه پرِ خود را از راست و چپ باز کرد.

گفتا: «عجب است! این که ز چوبی و ز آهن!

این تیزی و تندیّ و پریدنش کجا خاست؟

«چوب و آهن» آرایه­ی تناسب. عجب است: جای تعجّب.

 تندی و تیزی و پریدن: مراعات نظیر

با خود گفت: چگونه ممکن است از یک تکّه چوب و آهن  این­گونه تند و تیز بپرد؟ این بسیار عجیب است!اين مورد از كجا سرچشمه گرفته يا بلند شده است ؟

زی تیر نگه کرد و پر خویش بر او دید

 گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست. »

زی: سویِ، سمتِ، طرفِ

به تیر نگاهی انداخت و پرِ خود را بر آن دید و با افسوس فراوان گفت«از چه کسی شکایت کنم، پري است كه از بال ما جدا شده و به ما رسيده است. 

مصراع دوم آرايه ي ضرب المثل يا تمثيل مي باشد.