سؤالات آزمون نوبت اول درس ادبیات پارسی سوم راهنمایی به همراه پاسخ نامه

1. معنی هر یک از ابیات و عبارات زیر را بنویسید:

الف: آفرین بر اصحاب اوی که خلق را به راستی پند دادند و طریق مُبطلان برنَوشتند و بساط حق بگستردند. (1)

درود بر یاران او که مردم را به درستی (درستکاری) اندرز دادند و راه و روش اهل باطل را درهم پیچیدند و حق را گسترش دادند.

ب: گُهر بی هنر زار و خوار است و سُست  * به فرهنگ باشد روان تندرست. (75/0)

نژاد و تبار بدون علم و فضیلت بی­اعتبار و بی­ارزش است * روح و روان آدمی با علم و دانش سالم و تندرست می­ماند.

پ: این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود  *  هر که فکرت نکند نقش بُود بر دیوار. (1)

هرکس در این همه پدیده­ها و تصاویر شگفت­انگیزی که در این جهان هستی وجود دارد تفکر و اندیشه نکند، همانند نقاشی روی دیوار بی­جان و بی­احساس است.

ت: آفرینش همه تنبیه خداوندِ دل است  *  دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار. (75/0)

پدیده­های آفرینش آگاه کننده و بیدارگر دل انسان عارف و آگاه است * کسی که به وجود خداوند اقرار و اعتراف نکند، موجودی بی‏ذوق و بی­احساس است.

ث: گربه گفت: زود ملول شدی و چون  بر حاجت خویش پیروز آمدی، مگر نیت بَدَل کردی و می­اندیشی؟ (1)

گربه گفت: زود خسته شدی و به دلیل این­که آرزو و نیازت برآورده شد، حتما تغییر عقیده دادی و فکر می­کنی؟

ج: در زمین نگاه کن که چگونه بساط تو ساخته است و جوانب وی فراخ گسترانیده و از زیر سنگ­های سخت آب­های لطیف روان کرده تا بر روی زمین می­رود. (1)

به زمین نگاه کن که چگونه [خداوند آن را] همانند فرشی برای تو آماده کرده است و اطراف آن را با وسعت، گسترش داده است و از زیر سنگ­های سخت آب­های گوارا و زلال روان کرده است که بر روی زمین جاری است.

چ: به چشم بصیرت به خود درنگر  *  تو را تا در آیینه زنگار نیست. (5/0)

تا زمانی که آینه­ی دل تو را زنگار گناهان کدر و تیره نکرده است، با بینش و آگاهی در وجود خودت تأمل و تفکر کن. (خودشناسی)

2. معنی کلماتی را که زیر آن­ها خط کشیده شده است، بنویسید: (4 نمره)

پیام پیامبر گنجینه و آبشخوری است ( سرچشمه )/ نام تو رخصت رویش است و طراوت (اجازه )/ باخود گفتم جنگ برپا شده بود تا محمد جهان­آرا  به آن قافله­ای ملحق شود که به سوی عاشورا می­رفت (بپیوندد )/ هم او در پایان کتاب خود از انحطاط حکومت ایران نیز حرف می­زند ( فروافتادن، پست شدن )/ مرا هیچ تدبیر موافق­تر از صلح گربه نیست ( سازگارتر )/ فهم عاجز شود از حقۀ یاقوت انار ( جعبه­ی کوچک، جواهری سرخ رنگ ) / چشم باز کن تا عجایب بینی که مدهوش و متحیّر شوی ( سرگشته، حیران )/ که باری است فرصت دگر بار نیست ( یک بار )

3. پاسخ به خودارزیابی

الف: منظور از این سخن «برادر خویش را نصرت کن، اگر ظالم بُود یا مظلوم» چیست؟ (1)

برادر خویش را یاری کن اگر ظالم باشد بازداشتن او از ظلم یاری اوست و اگر مظلوم باشد، نجات او از ستم [یاری اوست]

 

ب: عبارت «هر یکی را آن­چه به کار باید، داد» توضیح دهید؟ (1)

خداوند به هر یک از موجودات آن­چه را که لازم داشته­اند، داده است.

4. فعالیت­های نگارشی

الف: نقش دستوری قسمت­های مشخص شده را بنویسید: (5/0)

                                                                        هم­نشین نیک، بهتر از تنهایی است.

                                                                            نهاد             مسند    فعل اسنادی، چگونه است؟ بهتر از تنهایی

ب: با واژۀ زیر جمله بسازید: (5/0)

مقهور (جمله خبری): اعراب مقهور [شکست خورده] سپاه شاپور ساسانی شدند.

پ: شکل دوم کلمات زیر را بنویسید: (5/0)

آشیانه: آشیان                                                 جاروب: جارو

ت: ترکیب­های وصفی و اضافی را در مصراع­های زیر پیدا کنید: (5/0)

خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار / عقل حیران شود از خوشۀ زرین عنب.

ترکیب وصفی ( خوشۀ زرین ) ترکیب اضافی (دامن صحرا یا تماشای بهار )

5. نکات دستوری و ادبی

الف: هرگاه بخواهیم منظور خود را زیباتر و دل­نشین­تر بیان کنیم از ادبیات بهره می­بریم. به همین دلیل است که ادبیات را زبان هنری یا زبان برتر می­نامند. (5/0)

ب: جملات زیر کدام قالب شعری را معرفی می­کند: ( قصیده) (5/0)

معمولا تعداد ابیات آن زیاد است و بیش­تر برای مدح و ستایش و توصیف طبیعت به کار می­رود.

پ: توضیح دهید که آیا حذف در جملات زیر به درستی صورت گرفته است؟ دلیل خود را بیان کنید. (1)

این شهر دوازه­ای در زمین داشته است و دروازه­ای در آسمان. [داشته است] فعل محذوف. درست است زیرا قرینه­ای داشته است.

او نامه­ای نوشته [است] تا از زحمات مسئول کتابخانۀ مدرسه تشکر کند. فعل است در جمله حذف شده است و با توجه به این­که قرینه­ای در جمله وجود ندارد حذف غلط است.

ت: نوع گفت­وگو نوشتۀ زیر را تعیین کنید: (5/0) ( مونولوگ، چون گف­وگو با خویشتن است)

در این فکر بودم که جلو بروم و به او بگویم : علی جان! مرا ببخش. من خیلی به تو بدم کردم.

ث: چه موقع می­توان از فعل مضارع در زمان گذشته استفاده کرد؟ یک مثال بزنید. (1) وقتی برای زمان گذشته به کار می­رود که سخن گوینده زنده و اثرگذار باشد، مانند پیامبر فرمودند : اگر دانش در ثریا باشد مردانی از پارس بدان دست خواهند یافت.

ج: دو مورد از مهم­ترین مثنوی­های زبان فارسی را نام ببرید؟ (5/0) شاهنامه فردوسی، لیلی و مجنون نظامی، مثنوی معنوی،

چ: از مصدر «نوشیدن» فعل­های خواسته شدۀ زیر را بسازید: (1)

ماضی استمراری کهن (دوم شخص جمع):  بن ماضی + شناسه + ی = نوشید + ید + ی = نوشیدیدی

ماضی ساده کهن ( سوم شخص مفرد): بـ + بن ماضی + شناسه = بـ + نوشید + Ø = بنوشید

 

ح: نوع جملات غیرسادۀ زیر را تعیین کنید: (1)

اگر باران به کوهستان نبارد، به سالی خشک گردد دجله رودی.

حرف ربط وابسته ساز = جمله مرکب

هوا سرد است و نرم نرمک برف می­بارد.

       حرف ربط هم­پایه ساز